دیگر مطالب

من از نگاه کردن به عکس کسایی که دوستشون دارم سیر نمیشم.
بیشترِ زمانِ من، بجای اینکه مثل دیگران در شبکه‌های اجتماعی بگذره، داره توی گالری تصاویرم میگذره. هی عکس طرف رو نگاه میکنم و هی توی نرم‌افزارهای ویرایش و آرایش تصویرِ گوشی بازش میکنم و هزارتا بلا و افکتِ مختلف سرش در میارم و ذخیره میکنم.

نمیدونم چرا خیلی ساده انگارانه و بچه‌گانه خیال کردم اونم همینطوره! یه عکس خوشگل از خودم رو که یه افکت حسابی بهش داده بودم و بنظرم خیلی تووووپ شده بود براش توی تلگرام ارسال کردم، همینکه تصویر شروع کرد به آپلود شدن و اون دایره‌ی درصدشمار شروع به پر شدن کرد، دیدم طرف عکس یکی دیگه رو گذاشته پروفایلش 😶. تا این رو دیدم، ارسال تصویرم رو کنسل کردم و مثل همیشه آدم خوبه‌ی درونم شروع کرد به دلداری دادن و توجیه کردنِ قضیه. بهم گفت: شاید دلش برای طرف تنگ شده خُب. اما درجا آدم بده‌ی درونم به صدا درومد که اولا چرا هوس نمیکنه عکس تو رو روی پروفایلش بزاره و دوما چرا اصلا عکسی از تو در پروفایلش نیست اما تا دلت بخواد عکس از اون طرف و احساساتش به اون در پروفایلش هست؟ و همینطور ادامه داد( آدم بده‌ی درونم رو میگم): اینقدر خودت رو کوچیک نکن. تا کی میخوای دنبالش بدویی، یکم سنگین باش، اَه.
و اینجا بود که مثل همیشه! چی گفتم؟ مثل همیشه و تاکید میکنم مثل همیشه! احساسِ نیاز به در افق محو شدن بهم دست داد.
الانم توی اُفق محوم و دارم به این فکر میکنم که آیا نیمه‌ی گمشده‌ی انسان فقط یک توهمه؟! 🤒

در پریشان‌حال ترین روزهای زندگی هستم. هییییچ برنامه ای برای آینده ندارم. هییییچ کس و هییییچ چیز و هیییییچ موضوعی در هییییچ کجایی خوشحالم نمیکنه. آیا افسرده‌تر از من هم در دنیا هست؟ هیچ امیدی در من باقی نموده و هیچ رویی هم ندارم که از اون آقا قدرتمنده با ریش‌ها و موهای سفید که اون بالا تو آسمونهاست کمک بخوام. مسئله‌ی من اصلا خودشه. همونی که خودش میگه من هیچ شباهتی به آدمیزاد ندارم چه برسه به ریش و موی سفید! 

فاصله، یک کَمیّت فیزیکی برای اندازه گیریِ میزان دور یا نزدیک بودن موجودات مادی از همه. وقتی دو جسم از هم، خیلی خیلی دور هستند بگونه‌ای که فاصله‌ی بینشون قابل اندازه‌گیری نیست، میگن اون دوتا موجود بینهایت فاصله دارند. اما فاصله من از روحِ حاکم بر این دستنوشته نه زیاد و نه بینهایت، بلکه غیر قابل قیاسه.

هر سحرگه کیمیای سرخ رویی میزند

آفتابِ رحمتِ عامِ تو بر دیوارها

اندیشه کجا به کبریای تو رسد

هیهات از این خیال باطل، هیهات

این دیالوگ یک دختر بچه ۴ ساله با پدرشه. 😍

واقعا بی شخصیت تر از افرادی که عاشق میشن خودشونن. هر بلایی هم سرشون بیاد حقشونه. 🤐😔 اصلا غلط کردی عاشق شدی.

عجب دنیای پَستیه 😫. بازم بی دلیل دلم گرفته. خییلی خیلی گرفته. دخترِ درونم میخواد بزنه زیر گریه، اما پسرِ درونم نمیذاره. میگه بیخیال بابا 😳 مگه آدم، بی دلیل هم گریه میگنه؟! 

آدم بی دلیل گریه نمیکنه؟ چرا گریه نمیکنه؟ من دخترهای زیادی رو دیدم که هم بی دلیل دلشون میگیره و هم بی دلیل گریه میکنن. شاید پسرهایی هم باشن که بی دلیل گریه کنن. اگرم تا حالا نبودن، از این به بعد با وجود من، هستن. در هر صورت، دلم گرفته. نمیدونم. شاید روحم، پریود شده 😂. ما پسرا جسممون که پریود نمیشه. بی خیال بابا چیه این جنگولک بازیا. مرسی، اَه.

امروز توی کانال آیت الله جاودان در نرم افزار بله عضو شدم. یکم که توی مطالب بالاتر رفتم به این جمله بر خوردم که:

«اینکه در نماز، ذهنمان جمع نمی‌شود، ثمره‌ی بی بند و باریِ واردات ذهن است. نماز میزان است، اگر می‌خواهیم بدانیم که اخلاق و اعمال و ... ما خوب است، باید به نمازمان نگاه کنیم.»

و چقدر این دو سه هفته‌ی اخیر من افتضاح بودم 🙈. و همش سر نماز کلنجار میرفتم که آخه چم شده که حتی روی معنای «سبحان الله» هم احساسی ندارم 😢. الان دیگه معلومه که چرا نمازم نمازِ یه ماه پیش نیست. ذهنِ بی بندو بار نتیجش میشه نمازِ بی بندوبار و درنهایت هم زندگی بی بندوبار.

اینم از لینک کانال استاد جاودان در بله

 

 

 

طبق معمول دیر خوابیدم، پس دیر بیدار شدم. اما باید خیلی سریع به مدرسه میرسیدم، چون فصلِ امتحانات دیماهه و من هم از مراقبان امتحانات که از مزخرف‌ترین لحظاتِ عمرم به حساب میاد.
استارت ماشین رو که زدم، هنوز گرم نشده، وِیز رو روشن کردم و یک، دو، سه، حرکت!
همینطور که مثل برق و باد در حالِ لایی کشیدن بین ماشین‌ها بودم 🙈 موسیقی‌های منتخبِ گوشی که به ضبط ماشین وصل بود، درحال پخش بودن، از پاییز طلایی لاچینی که رد شدم رسیدم به موسیقی فیلمِ آژانس شیشه‌ای. مجید انتظامی شاهکار ساخته بنظرم. عجیب این موسیقی منظم و با دقت و حرفه‌ایه. و چقدر ما ایرانیها قدر داشته ها و هنرمندان خودمون رو نمیدونیم. همین.

 

و این هم موسیقی متن زیبای فیلم آژانس شیشه‌ای به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا، ساخته مجید انتظامی:

 

صفحه1 از2